هالی هیمنه

در جست‌وجوی زندگی

رنج تحمیلی

۹ اسفند که جنگ با اون اوج شروع شد، یکی از قوی‌ترین راه‌ها برای حفظ آرامشم «نوشتن» بود. وقت و بی‌وقت می‌رفتم سراغ نوت گوشیم و اون‌قدر می‌نوشتم که دیگه چشمم خیره می‌دید. روزای اول جنگ اتفاقات مهمی افتاد، یادداشت اون روزا رو جایی منتشر نکردم. با خودم گفتم یه روزی که ایران آزاد بشه این نوشته‌ها رو توی یه وبلاگ آرشیو می‌کنم.

اینترنت‌و بعد انفجارها توی پاستور خیلی سریع قطع کردن. از اون موقع ۸۸ روز ما نت نداشتیم. چندوقت‌یه‌بار با کلی دردسر و فرسایش روانی به تلگرام وصل می‌شدیم ولی حتا نمی‌شد عکس‌ها رو باز کرد. همین که می‌دیدیم چندتا از دوستامون هنوز هستن و از هم خبر داریم، مایه‌ی دلگرمی بود. وقتی بندازنت توی سلول انفرادی، یه سوراخ که بشه خیلی محدود هم بیرون رو باهاش دید، غنیمته.

امروز به نظر میاد قطع‌ترنت داره تبدیل به فیلترنت می‌شه. معلوم هم نیست همون فیلترنت سابق باشه، به قول مکسی شاید یه وایت‌لیستِ گسترده باشه. ولی برای ما هیچ‌وقت هیچ‌چیزی به قبل از دی برنمی‌گرده. من هنوز توی نوت گوشی می‌نویسم. یادمون نمی‌ره خیابونایی که بوی خون می‌داد رو با دلقک‌بازی‌هاشون به کثافت کشیدن.

پریشب که بعد ۱۲ از خونه رفتیم بیرون (معمولا شبا این موقع می‌ریم بیرون که قاتی دلقک‌ها نشیم) تا یه دوری بزنیم، ورودی بوستان یکی از آشناها رو دیدیم. ایشون توی یکی از ادارات دولتی کار می‌کنه. یه شوخی کثیف راجع به اینکه «پرچم‌تون کو؟» شروع کرد. شوخی رو ادامه دادیم تا حرف از پول گرفتن شد. من که فکر می‌کردم همچنان داره شوخی می‌کنه، باورم نشد. بعد اومد چندتا مثال زد و تعریف می‌کرد فلان فامیل‌مون که اصلا اهل این چیزا نبود باند بسته به ماشینش و با کلی پرچم شبا می‌ره بیرون. ازش که پرسیده بودن فلانی تو چرا دیگه؟ گفته بود بخاطر پولش! می‌گفت به تعداد افرادی که توی ماشینت باشن و هرچندتا ماشین و پرچم که دنبالت راه بندازی، پول می‌گیری. می‌گفت بعضیا هم احمقن نمی‌دونن اونی که افتادن دنبالش داره پول اینا رو هم می‌ذاره توی جیبش و لام‌تا‌کام حرفی نمی‌زنه بهشون. من و زهرا یهو دوزاری‌مون افتاد که چرا صاب‌خونه‌مون که اصلا اهل این چیزا نبود خیلی وقته هرشب راس ساعت نه‌ونیم با ماشینی که هزارجور چیز بهشه می‌ره بیرون. قبلا خیلی برام نفرت‌انگیز بودن. حالا ولی بیشتر رقت‌انگیزن.

خوشحالم از اینکه افرادی که به تلگرام وصل می‌شن داره بیشتر می‌شه. دیشب که توی گروه خونوادگی‌مون توی تلگرام حرف می‌زدیم، دیدم چقدر زندگی‌مون‌و توی این ۸۸ روز سخت«تر» کرده بودن. و چقدر این رنجِ تحمیلی با زندگیامون عجین شده…

دیدگاه‌ها

12 پاسخ به “رنج تحمیلی”

  1. Guest Avatar

    از رنجی که می‌بریم

    1. هالی نیم‌رخ

      متاسفانه تمومی هم نداره…

  2. Guest Avatar
    ناشناس

    قبلا هیچ روانی برای ادامه دادن باقی نمونده بود؛
    الان هیچ جسمی…

    1. هالی نیم‌رخ

      امیدوارم بتونیم در آینده‌ روزهای روشنی رو تجربه کنیم، تا وقتی هنوز تموم نشدیم…

  3. Guest Avatar

    به قول یکی که سالها پیش ازش خوندم:
    این روزا سیگارم بوی خون می‌دهد، رگ‌هایم بوی دود.

    – اینجانب سیگاری نمی‌باشد البته.

    1. هالی نیم‌رخ

      به قول یه عزیزی، دیگه من سیگار نمی‌کشم، سیگاره که من‌و می‌کِشه…

      + اینجانب همچنین
      + راوی جان، من با اجازه‌ت دارم هر دو ساعت یه بار وبلاگ‌های نویسنده که توی وگزیست ثبت شدن رو کال می‌کنم تا ببینم پست جدیدی دارن یا نه. اگه اینجا رو دیدی، گفتم بهت خبر داده باشه ؛)
      فعلا فکر می‌کنم نویسنده فیچرهای مهم‌تری نسبت به rss داره که باید توسعه پیدا کنه، مثلا کامنت… گفتم در این حد هم بتونم کمکت کرده باشم اولویت یه تسک برات بره پایین‌تر، می‌تونه خوب باشه 🙂

  4. Guest Avatar
    Upmp.ir

    همچنان در انجماد روحی جمعی نگهمون داشتن…
    توی شهر پدریم به این پرچمیا می‌گن ‘یه تومنیا’
    ببخشید رک می‌نویسم
    ولی خودفروشی کردن صرفاً جنسی نیست
    این کارشون کاملاً خودفروشیه… 🙂

    1. هالی نیم‌رخ

      قصدشون هم دقیقا همینه. باید هرکاری می‌تونیم انجام بدیم تا به هدف‌شون نرسن.
      چه اصطلاح دقیقیه براشون. کاملا همینطوره…

  5. Guest Avatar

    از لطف و محبتت سپاسگزارم هالی‌جان.
    واقعا زحمت کشیدی؛ این کارت باعث خوشحالی منه😃
    در تلاشم فیچر کامنت و لایک رو امشب و فردا به پایان برسونم و بعد روی views برای پست‌ها کار کنم.
    فکر میکنم جمعه بتونم فید RSS رو توسعه بدم.❤️

    1. هالی نیم‌رخ

      قربونت راوی جان🌹
      هرچه زودتر پست عزیزان نویسنده رو توی وگزیست داشته باشیم غنیمته. خصوصا الان که دسترسی‌ها بهتر شده و افراد دارن می‌رن سمت تلگرام و شبکه‌های اجتماعی؛ بهتره کسانی که هنوز توی وبلاگ می‌نویسن حمایت شدن رو احساس کنن…
      عالی… بهتر از این نمی‌شه، دمت گرم 🙌

  6. Guest Avatar

    بختتو ایرانی… بختتو!

    1. هالی نیم‌رخ

      حقیقتا بختتو..🤦

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *