هالی هیمنه

در جست‌وجوی زندگی

مودم

مودم مشکل داره. وقتی خاموش‌روشن بشه از چند ساعت تا چند روز به اغما می‌ره. چراغاش شروع می‌کنن به قایم‌موشک! هی میان و هی غیبشون می‌زنه. گویا فریموِرِش خراب شده. از دیروز ظهر که برق برای یک دقیقه(!) قطع شد، توی اغماست. برای اینکه درستش کنم کابل لن نیاز دارم. دیشب کل انباریِ بالای کمد دیواری رو خالی کردم، تک‌تک کارتن‌ها رو گشتم ولی خبری از کابل لن نبود. مطمئنم که کابل لن هم با من بازیش گرفته.

چند روزیه که چندتا پرونده توی سرم بازه و هرکاری می‌کنم بسته نمی‌شه. تلاش برای فکر نکردن بهشون هم فایده نداره، چون ناخودآگاهم دست‌به‌کار می‌شه و شب‌ها به بدترین شکلِ ممکن پرونده‌های باز رو بهم یادآوری می‌کنه. ناخودآگاهم گاهی این‌قدر غلو می‌کنه که گاهی وسط یکی از اون رویا/کابوس‌ها می‌بینم دارم از خودم می‌پرسم : «مطمئنی همین‌طوری بود؟ احیاناً خواب نمی‌بینم؟ اینجوری نبودا… با عقل جور در نمیاد این قضیه!» یعنی وسط خواب‌هام به این‌که دارم خواب می‌بینم پی می‌برم!!

امروز خیلی عصبی بودم. و حقیقتا حوصله‌ی کاویدن و پیدا کردنِ علتش رو هم ندارم. با خودم می‌گم گاهی هم باید Let it go کنی، ولش کنی، شل کنی! برای همین حاضر شدم برم برای ناهار پنیر پیتزا و پاستا بگیرم. هیچ‌چیزی مثل یه غذای چرب‌وچیل و خوشمزه، خُلق آدم‌و درست نمی‌کنه. توی فروشگاه از جلوی یخچال که رد شدم بوی گندِ عرقِ مرد میومد. هرچی نگاه کردم ببینم کیه که داره چنین بوی منزجرکننده‌یی می‌ده، دیدم کسی نیست. اینم شانس ماست. هی می‌خوایم بی‌خیال باشیم ولی بقیه ما رو به حال خودمون نمی‌ذارن.

خونه که رسیدم، خریدا رو تحویلِ زهرا دادم. در حال حاضر فقط زهراست که می‌تونه با درست‌کردن یه غذای خوشمزه من‌و نجات بده. بعدش رفتم پای سیستمم. دیدم سیستمم وصل شده به وای‌فای. یه نگاه به چراغای مودم انداختم، هرچهارتاش روشن شده بود و یکیش داشت بهم چشمک می‌زد. کاش همه‌ی مشکلات مثل همین مودم بود و با گذر زمان حل می‌شد. ولی می‌دونم که در نهایت باید کابل لن رو پیدا کنم…

دیدگاه‌ها

8 پاسخ به “مودم”

  1. Guest Avatar

    واقعاً کاش اینطور بود
    ولی زندگی توی ایران این شکلیه که بعضی چیزارو گذر زمان بدتر می‌کنه متاسفانه
    امیدوارم علت اصلیش رفع بشه و بتونیم مثل باقی مردم جهان یه نفس راحت بکشیم

    1. هالی نیم‌رخ

      دقیقا، خیلی چیزا با گذر زمان فقط بدتر و بدتر شده… امیدوارم که همینطور باشه، وگرنه نمی‌دونم به کدوم گناهِ نکرده داریم مجازات می‌شیم. (یکی از چیزایی که ازش متنفرم، اینه که عده‌ای وضعیتِ فاجعه‌ی امروز رو ربط می‌دن به کارما. متاسفانه این عده هم باعث می‌شن عصبی بشم😁)

  2. Guest Avatar

    من که خیلی وقته پرونده بسته نشده توی ذهنم دارم 🙂
    سعی می کنم فراموششون کنم، ولی تا الان موفقیت آمیز نبوده 🙂

    1. هالی نیم‌رخ

      پرونده‌ی بسته نشده کلا خیلی زیاد داریم متاسفانه…
      بدی‌ش اینه که اصولا تلاش برای فراموشی جواب نمی‌ده، برای من که نتیجه‌ی عکس می‌ده😁

  3. Guest Avatar

    آخرین جمله‌ت از نظر من پر از معنا بود هالی جان.
    این‌که باید همه‌ی ما در نهایت، کابل لن رو پیدا کنیم…

    1. هالی نیم‌رخ

      مرسی از توجهی که داری راوی جان🌹🌹
      دقیقا، باید نهایتا کابل لن‌و پیدا کنیم…

  4. Guest Avatar

    من یه کشو کنارم دارم پر سیمه! چه دل بزرگی داری که کابل Lan رو می‌گذاری در انباری 🙂
    راستش من امروز یه مساله‌ای به شدت روی مخم رفته. منتظرم راوی جان امکان بلاک رو بیاره که حسابی بیفتم . من دست به بلاکم خیلی خوبه. مهم نیست آدم‌ها به من مستقیما بی‌احترامی کردن یا نه! به قول گفتی بعضی‌ها که خودت بهتر می‌دونی کیا رو میگم وجودشون اصلا بی‌احترامی به آدمه. پس بلاک کردن بهترین گزینس که در انتظار هستیم 🙂

    1. هالی نیم‌رخ

      والا منم پیش خودم نگهش داشته بودم، نمی‌دونم چطوری گم شده!

      ایشالا که راوی هم زودتر این امکان‌و اضافه کنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *