هالی هیمنه

در جست‌وجوی زندگی

شاهنامه‌خوانی به سبک طوطو

یکی از روتین‌های زهرا اینه که با پادکستِ شاهنامه‌خوانیِ امیر خادم، شاهنامه رو بخونه. روزای اول جنگ که نت قطع بود و هیچ‌گونه دسترسی نداشتیم، زهرا چند روز بی‌پادکست موند و خیلی اذیت شد. اون موقع هنوز فیلترنت رو به این کثافتی که الان هست نکشیده بودن و کانفیگ‌ها گیگی یه میلیون رو به خودشون ندیده بود، اگه می‌تونستی به گیت‌هاب وصل شی، از بین هزاران کانفیگ‌ رایگانی که روزانه آپدیت می‌شه می‌تونستی چندتایی کانفیگ پیدا کنی که وصل می‌شه. منم هربار که حدود یه ساعت داشتم کانفیگ تست می‌کردم و بالاخره یه کانفیگ وصل پیدا می‌کردم، با کلی ذوق‌وشوق کانفیگ رو با qrcode به گوشی زهرا منتقل می‌کردم و او هم سریع می‌رفت کست‌باکس و ادامه‌ی پادکست رو می‌ذاشت روی دانلود. وقتایی که کانفیگ سرعتش خوب بود و زهرا می‌تونست چندتا اپیزود باهاش دانلود کنه، خیلی خوشحال می‌شدم. می‌گفتم به اون یه ساعت وقت و روانی که گذاشتم می‌ارزه.

از همون اولین روزایی که زهرا همراه با پادکست امیر خادم شاهنامه رو می‌خوند، متوجه علاقه‌ی شدید طوطوخانم به شاهنامه شدیم. کافی بود زهرا بره بشینه روی مبل و کتاب رو باز کنه و پادکست پلی بشه، طوطو از هرجای خونه که بود پر می‌زد و می‌رفت می‌نشست روی شاهنامه. کم‌کم دیدیم علاقه‌ی طوطو به شاهنامه این‌قدری زیاده که اقدام می‌کرد به جویدن صفحات شاهنامه. از اونجایی که شاهنامه هدیه تولد زهرا بود و اون موقع هم نزدیک ۴ میلیون پول پاش رفته بود، من همین که احساس می‌کردم طوطو می‌خواد شاهنامه بخوره، مثل عقاب پر می‌زدم و می‌رسیدم بالا سرش. رفته رفته فهمیدیم طوطو علاقه‌ی زیادی هم به نوشتن و لوازم تحریر داره. دیگه زهرا وقتی شاهنامه‌خوانیش رو شروع می‌کرد چهارتا اتود می‌ذاشت جلوی طوطو و طوطو تا مدت‌ها باهاشون مشغول بود.

اخیرا یکی از مشکلات‌مون این بود که طوطو دون نمی‌خوره و فقط سر سفره با ما، برنج یا عدس یا اسپاگتی و باقی غداهای آدمیزادی می‌خوره. ما که نگران شده بودیم روش‌های مختلفی رو تست کردیم که طوطو دون‌خوردن رو فراموش نکنه. تازگی‌ها ولی یاد گرفتم که طوطو رو ترغیب کنم به دون خوردن. چطوری؟ اولا که توی یه ظرف غذا که خارج از قفسشه دون می‌ریزیم. بعد ظرف غذا رو می‌ذارم نزدیکی طوطو و شروع می‌کنم تند و سریع و صدادار، با انگشتم می‌کوبم توی دونه‌ها؛ و صدایی تولید می‌شه دقیقا مثل وقتی که طوطو گرسنه‌ست و داره تند تند دون می‌خوره. طوطو هم که می‌بینه من حریص‌تر از خودش دارم به دون‌ها نوک می‌زنم، فکر می‌کنه که نباید اجازه بده من ارزن و کتان و تخم‌جاروهای خوشمزه‌ش‌و تموم کنم، اشتهاش باز می‌شه و شروع می‌کنه به مسابقه دادن با من.

می‌خواستم بگم اینایی که بدو بدو می‌رن نت پرو بگیرن، انگار دیدن یکی قبل از اونا توی نت پرو داره نوک می‌زنه و فکر کردن چه خبره. ولی دیدم مگه کسی توی کثافت نوک می‌زنه؟ نه. حتا انگشت هم نمی‌شه زد. کثافت کم‌وزیاد نداره؛ کثافته.

دیدگاه‌ها

2 پاسخ به “شاهنامه‌خوانی به سبک طوطو”

  1. Guest Avatar
    یوکابد

    پرنده‌ها و حیوانات واقعاً بانمک و جالبن ^_^
    درباره کثافت هم موافقم… 🙂

    1. هالی نیم‌رخ

      خیلی باحالن. لجبازی‌شون گاهی مثل بچه‌های ۲-۳ ساله‌ست. اما محبت عمیقی دارن.
      👌👌

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *