من از خوندن پستهای سپهرداد واقعا لذت میبرم. از سالهای سال پیش در بیان میخوندمش. بعضی از پستهاش روان آدمو جلا میده. هربار که از دوچرخهسواری حرف میزنه، دوست دارم یهسری اولویتهای مالیمو جابهجا کنم و برم یه دوچرخهی حرفهای بخرم و شروع کنم به گردش توی شهر!
شاید هیچچیزی مثل دوچرخهسواری فرصت دیدن جزئیات رو به آدم نده. سپهرداد هم همیشه برای من یادآور دوچرخهسواری و روایتِ جزئیات بوده.
حتا چند سال پیش که با زهرا رفته بودیم تهران و قرار گذاشته بودیم نزدیکای پارک لاله ببینیمش، با دوچرخه اومده بود.
خلاصه که بالاخره من یه روز یه دوچرخه میخرم و عکسشو برای سپهرداد میفرستم و میگم: تو بودی که باعث شدی این دوچرخه رو بخرم! شایدم بعدتر یه قرار دوچرخهسواری هم باهم گذاشتیم!
البته که بهتره توی تهران نباشه، سربالاییهای تهران پدر آدمو در میاره… اصفهان اما عالیه؛ هفت پل اصفهان.
پینوشت: این پست ابتدا در کانال تلگرامم منتشر شده در پاسخ به پست سپهرداد در کانالش.

دیدگاهتان را بنویسید